العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
517
شرح كشف المراد ( فارسى )
2 - داستان عزيز پيامبر و مركب سوارى او ، قرآن مىفرمايد : أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « بقره / 259 » . و . . . بيان جماعت معتزله : اين گروه با ما در كيفيت اعدام مخالفت نمودهاند زيرا ما گفتيم : اعدام به معناى تفرق اجزاء است ولى آنها گفتهاند : اعدام به معناى خروج از وجود است يعنى خداوند متعال وقتى مىخواهد اين اجسام و جواهر را معدوم سازد ضدّ آنها را كه عبارتست از فناء مىآفريند و فناء سبب نابودى آنها مىگردد خود اين گروه سه شعبه شدهاند : 1 - ابن اخشيد گفته : فناء حقيقتى است كه متحيز و مكان پركن است و نه قائم به يك حقيقت متحيز يعنى جسم و در عين حال در جهت معينى از جهات محقق مىشود و هنگامى كه خداوند او را در آن جهت آفريد تمام اين جواهر و اجسام از سماوات و ارض بكلّى ويران و معدوم مىگردد . 2 - ابن شبيب گفته : خداوند در درون هر جوهرى فنائى را مىآفريند و پس از ايجاد آن در آن بعدى آن فناء سبب عدم آن جوهر مىگردد طبق اين نظر فناء امرى است قائم به محل همانند اعراض . 3 - جبائيان و پيروان آن دو گفتهاند : فناء حقيقتى است كه حادث مىشود ولى نه در محل يعنى محلّى ندارد سپس اين امر حادث در حال حدوث سبب فناء و نابودى همهء جواهر مىگردد چون ضدّ جواهر است و قابل جمع نيستند و لذا حدوث او همراه و مساوى با عدم موجودات است .